خرید بک لینک

+12

رأی دهید

-0

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶

فوتبالیست اسبق وندربیلت در دادگاهی که به مدت 4 ساعت به طول انجامید به خاطر سازماندهی تجاوز گروهی به دوست دخترش در خوابگاه وی متهم شناخته شد.

"براندون وندنبرگ" 22 ساله به اتهام تجاوز گروهی به دختری که قبلا به مدت 3 سال با وی ارتباط دوستانه داشته، گناهکار شناخته شد.

براندون و خانواده اش با شنیدن نظر هیئت منصفه به گریه افتادند. این بازیکن توسط هیئت منصفه دادگاهی در نشویل، مرکز ایالت تنسی امریکا روز شنبه متهم شناخته شد و در حال حاضر با حکم بیش از 25 سال زندان مواجه شده، متهم خود نیز در کمال ناباوری در حالیکه سرش را به نشانه نفی تکان می داد با قرائت حکم اشک از دیدگان اش جاری شد.

وکیل مدافع وی دفاعیات خود را نیز انجام داد، اما نتوانست دادگاه را مجاب به تقلیل حکم صادر شده کند. متهم به محض قرائت حکم اش در مقابل دیدگان اشک بار پدر و مادرش به بازداشتگاه انتقال داده شد. وندنبرگ و هم تیمی سابق اش "کوربی بیتی" سال گذشته محکوم شده بودند. دادگاه تجدید نظر بیتی آوریل برگزار شد، اما دادگاه صدور حکم وی به اتهام تجاوز به عنف خشونت آمیز و چند فقره اتهام دیگر به ماه جولای موکول شد.

حکم سخت و سنگین این فوتبالیست در حالی صادر شده که چندی پیش نیز حکم 14 سال زندان متهم دیگری به نام "براک ترنر" دانشجو و شناگر استنفورد به اتهام تجاوز به زن نیمه برهنه و ناهوشیار در پشت سطل آشغال با صدور بیانیه ای از سوی پدرش به 6 ماه تقلیل یافت که خشم بسیاری از مردم را برانگیخت. در خصوص پرونده این فوتبالیست ها کلیپ هایی نیز وجود دارد که نشان می دهد براندون به همراه 3 بازیکن فوتبال دیگر این دختر مست را به سمت خوابگاه اش مشایعت می کنند.

این اتفاق در ژوئن سال 2013 رخ داده و در حالی که چهار بازیکن درگیر این پرونده هستند اما در حال حاضر دو نفر از آنها قاطعانه به تجاوز و آزار جنسی محکوم شده اند. وکیل مدافعه براندون در دفاعیات خود اذعان داشته که موکل اش به دلیل استفاده از الکل بیش از حد مست بوده و حرکات و تصمیم گیری های اش هوشیارانه و عقلانی نبوده است.

همچنین وی اضافه کرده براندون برای انتقال دوست دخترش به خوابگاه دچار مشکل شده بنابراین برای حمل وی از سه نفر دیگر کمک خواسته است، اما در این میان کیلیپ های دیگری نیز وجود دارد که در آن نشان داده شده این 4 نفر زن را از آسانسور بیرون آورده و روی زمین قرار دادند و با تلفن های همراه شان از وی عکس گرفتند.

سپس وی را به اتاق شماره 213 انتقال داده اند. کلیپ های منتشر شده مهر تاییدی بر اتهامات براندون محسوب می شود. حتی دفاعیات وکیل وی نتوانست منجر به تخفیف در حکم صادر شده شود. برای دو بازیکن دیگر " براندون بانکس" و جابرین مکنزی" هنوز دادگاهی برای رسیدگی به اتهامات شان تشکیل نشده و صحبتی در این خصوص نیز تا کنون انجام نشده است.

لازم به ذکر است مکنزی در طول دادگاه تجدید نظر علیه وندنبرگ شهادت داد و گفت وی فیلمی از قربانی را برای وی ارسال کرده است.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 22:16

+14

رأی دهید

-0

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶
کمال الدین پیرموذن جنجال ها بر سر حقوق های نجومی را اقدامی طراحی شده از سوی دلواپسان عنوان کرد.

نماینده دوره نهم مجلس در گفتگو با خبرنگار سرویس سیاسی «انتخاب» اظهار داشت: عجیب است که دلواپسان، احمدی نژادی ها، پایداری ها و همه همفکران آنان هدر درفتن درآمد افسانه ای نفت و دادن حقوق های نجومی به مرتضوی ها و جهرمی ها را ندیدند و صدایشان درنیامد.

وی افزود: دولت احمدی نژاد قرار بود پول نفت را سر سفره مردم بیاورد، اما آن نفت و پول نفت را از روی سفره به جیب بابک زنجانی ها ریخت. او به نام عدالت زهر در کام ملت کرد. آقایان دلواپس آن زمان کجا بودند وقتی دولت گذشته فلاکت را برای ملت کلید زد. چرا آن را ندیدند؟

پیرموذن ادامه داد: با این جنجال سازی ها می خواهند انرژی را از دولت بگیرند و فرصت طلایی که در فضای پسابرجام بوجود آمده، از بین ببرند. اینها طی اقدامی طراحی شده قصد دارند دولت را در جامعه بی عرضه نشان داده و رای مردم را بی معنا جلوه دهند.

این نمانیده دوره نهم مجلس تاکید کرد: دولت باید شفاف سازی کند و شر دلواپسان را دفع کند. دولت یازدهم باید مطالبات واقعی ملت را در جهت افزایش سرمایه ارزشمند رشد اقتصادی و مقاوم سازی اقتصادی مصرف سازد.

وی در ادامه تصریح کرد: با توجه به نتیجه رای تهران و بیشتر شهرها، تردید نکنید که رئیس جمهور آتی آقای دکتر روحانی است. همه نظرسنجی ها نشان می دهد که بیش از 86 درصد ملت یار دولت و برجام هستند.

پیرموذن افزود: در واقع، احدی یارای رقابت انتخاباتی با دکتر روحانی را ندارد. همه اصلاح طلبان، اعتدالیون و اصولگرایان معتدل به جد پشت دکتر روحانی هستند. همین موضوع است که دلواپسان را نگران کرده و از الان در حال جوسازی هستند و قصد دارند انرژی دولت را بگیرند.

ووی با اشاره به ورود احمدی نژاد در عرصه انتخابات گفت: این موضوع را به فال نیک نمی گیریم، چراکه افکار عمومی با ایشان نیستند. افکار عمومی به جد با احمدی نژادی ها، تندروها و جریان رادیکال نخواهد بود.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 20:34

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

به جمع دنبالکنندگان ایرانیان انگلستان در فیسبوک بپیوندید:

به جمع دنبالکنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیسبوک بپیوندید:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 20:34

+15

رأی دهید

-5

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶

حبیب محبیان خواننده موسیقی پاپ جمعه 21 خرداد در سن 63 سالگی در رامسر بر اثر ایست قلبی درگذشت. مجلس این خواننده فقید امروز در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد.

محمد محبیان یکی از فرزندان حبیب محبیان نیز در این مراسم حاضر بود و پس از پایان مراسم، هواداران یک صدا نام او فریاد می زدند. مردم با تجمع مقابل درب مسجد، نسبت به دفن نشدن این خواننده در تهران اعتراض کردند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 20:34

منطقه ملک آباد یکی از مناطقی است که به واسطه وجود چهار زندان بزرگ کشور در استان البرز به ویژه شهرستان کرج پاتوق کارت خواب ها و معتادان بی سرپناه شده است.

به گزارش مهر، ساعت از ۱۰ شب گذشته رهسپار منطقهای در استان البرز حدفاصل شهرستان کرج و ساوجبلاغ هستم که تاکنون ندیده، توصیفش را زیاد شنیدهام. میگویند آمار کارتن خوابهایش خیلی بالاست، همه فروشگاهها و رستورانهای شیک و مجلل را پشت سر میگذارم، کمکم شهر در حال تمام شدن است کمی که جلوتر میروم دیگر از شهر و چراغهایش خبری نیست حالا روبهرویم دیگر سیاهی است و سیاهی.

در حال فکر کردن به شرایط منطقهای هستم که تا لحظاتی دیگر در برابر دیدگانم قد علم میکند در همین حین یکی از دستاندازهای جاده، من و ماشین را غافلگیر میکند و برای لحظاتی سرم به سقف ماشین میخورد، راننده میگوید «این جاده آنقدر خراب است که گویی سالها رنگ آسفالت به خود ندیده باشد.»

از شیشه ماشین، سمت چپم را نگاه میکنم سوسوی نوری از دور پیداست باز راننده بدون اینکه از وی بخواهم توضیحی بدهد، میگوید «در این مسیر خرابههای زیادی وجود دارد که کارتنخوابها برای فرار از سرما به آنجا پناه میبرند.»

کمی که نزدیکتر میشویم مرد و زنی دورتادور آتش نشستهاند ماشین بهسرعت عبور میکند و از آن نور که لحظاتی پیش دور به نظر میرسید دور و دورتر میشوم.

ملک آباد جایی بیخ گوش پایتخت
این بار از راننده میپرسم خیلی مانده تا برسیم؛ میگوید پنج دقیقه دیگر میرسیم. پس از گذشتن از چندپیچ به یک خیابان میرسیم، کف خیابان ترکیبی از آسفالت و خاک است از چراغ و روشنایی هم خبری نیست، یک مغازه کوچک سر نبش خیابان قرار دارد و تنها سهم خیابان از روشنایی وجود چراغ کوچک رو به روی مغازه است.

اینجا ملک آباد است جایی بیخ گوش پایتخت، محله ای که به واسطه وجود زندان قزلحصار و ندامتگاه مرکزی کرج میزبان بسیاری از خانواده های زندانیان شده است خیابان ها و کوچه پس کوچه هایش شبیه فیلمهای مستندی است که با موضوع مواد مخدر، محرومیت و فقر ساخته میشود در این محله خانهها بهقدری کوچک است که از دَر ورودی خانه تا دَر ورودی ساختمان دو گام بیشتر فاصله نیست.
همنشینی با آتش و کوچههای خاکی
در افکارم غرق شدهام که باز راننده میگوید «این خیابان اصلی ملکآباد است و به قولی بهترین خیابان» با خود فکر میکنم بهترین خیابانش که این باشد وای به حال دیگر خیابانها و کوچهپسکوچهها، از ماشین پیاده میشویم و سر از کوچه و پسکوچههایی درمیآوریم که هرچند متر، چند نفر کنار آتشی نشستهاند، اخم نشسته بر چهرههایشان حکایت از نارضایتی عمیق دارد.

روبهرویم واقعیتی تلخ است؛ حضور بانوان در میان کارتن خوابها دیگر از مرحله زنگ خطر گذشته است.

گفتگوهایی تلخ و حسرتی که در چشمها موج میزند
گروهی که همراهشان آمدهام در حال پخش غذای گرم میان کارتنخوابها هستند، در انتهای خیابان اصلی بیش از ۵۰ نفر دور آتشی بزرگ نشسته و دستهایشان را بهسوی افرادی که در حال توزیع غذا هستند دراز کردهاند توصیف تصاویر منطقه ملکآباد خیلی بیشتر ازآنچه بنظر می رسد، سخت است.

کنار دیوار «سُرور» با حسرت ایستاده است، از وی می خواهم که اجازه دهد با هم گپ و گفتی داشته باشیم. با بی تفاوتی می گوید حرفی برای گفتن ندارم از من اصرار و از او انکار؛ دست آخر هم می گوید پس از اجرای طرح پاکسازی مناطق آلوده در تهران مجبور شده به اینجا بیاید چون ملک آباد کمی امن تر از دیگر مناطق است.

روایت چهارسال کارتن خوابی آقای مهندس
همه طوری به آدم نگاه می کنند که گویی از کرهای دیگر پا به زمین گذاشته ایم، بعضی ها با بغضی فرو خورده نگاه می کنند برخی دیگر بی تفاوت نسبت به همه اتفاقات پیرامون، در این میان یکی از اعضای گروهی که هر هفته به اینجا می آید و برای کارتن خوابها غذای گرم میآورد جوانی را به من نشان میدهد که نامش عباس است میگوید او حرفهایی برای گفتن دارد، به سمتش میروم.

عباس ۳۳ ساله فوق لیسانس برق از یکی از دانشگاههای خوب کشور است از همسرش جدا شده و چهار سالی است که در خیابان زندگی میکند، از وی میپرسم هزینه مواد را چگونه تامین میکند در جواب میگوید: با یکی از دوستانم برق کشی ساختمان انجام میدهیم.

گهوارهای از جنس کارتن
عباس روزانه ۳۵ هزار تومان مواد مصرف میکند به عبارتی هر چه کار میکند را برای مصرف موادش کنار میگذارد، آرام کنار دیوار تکیه داده و به سوالاتم جواب میدهد. از وی میپرسم کوچکترین عضو این جمع چند سال دارد در عین ناباوری میگوید نوزادی ۱۰ روزه است و مادری را نشانم میدهد که در گوشهای دیگر در حال خوردن غذای گرم است.

عباس میگوید: “بزرگترین عضو این جمع پیرمردی ۸۰ ساله بود که چندی پیش بر اثر سرما مُرد”.

به سراغ مادر نوزاد ۱۰ روزه میروم، خود را زهرا معرفی میکند همسرش زندان است مجبور شده به اینجا مهاجرت کند تا برای دیدار همسرش به زندان برود.

فرزند زهرا، ۱۰ روز پیش متولد شده و هنوز شناسنامه ندارد در حال حاضر شرایط کار کردن برایش فراهم نیست به همین دلیل مجبور به زندگی در خانه یکی از دوستان همسرش در ملک آباد شده و هفتهای یک شب برای خوردن غذایی گرم به خیابان اصلی میآید.

حکایت پیرمرد معتاد و پرتاب سنگ به عکاس
فرزندش دختر کوچک زیبایی است به نام شادی، پدر شادی به دلیل حمل مواد مخدر دستگیر و روانه زندان شده و مادرش نیز ترک دیار کرده و کیلومترها راه آمده تا سرنوشت شادی در ملک آباد استان البرز رقم بخورد.

در یکی از کوچههای ملک آباد پیرمردی که بنظر میرسد بیش از ۵۰ سال دارد در حال مصرف هروئین است حضور ما نیز خللی در کارش ایجاد نمیکند ولی به محضی که متوجه میشود عکاس در حال عکاسی است عصبانی میشود و تکه سنگی پرت میکند، شروع به داد و فریاد میکند صدایش واضح نیست یکی از همراهان که وی را میشناسد به او اطمینان خاطر میدهد که تصویرش شطرنجی منتشر میشود، اسمش حمزه است رو به عکاس میکند و میگوید: این عکسها بدآموزی دارد.

از خوردن یک وعده غذای گرم در هفته تا زندگی ۸ نفر زیر چادر ۲ نفری
حمزه که به گفته خودش ۲۵ سالی است هروئین مصرف میکند، از ایلام به اینجا آمده چند وقتی زندانی بوده است و حالا روی برگشتن به میان فامیل را ندارد.

وی میگوید: “چارهای ندارم دو سالی است در ملک آباد زندگی میکنم و هفتهای یکبار غذای گرم میخورم و در کوچههای ملک آباد شب را به روز میرسانم”.

در ادامه کوچهها را پشت سر میگذاریم و با افرادی که مشغول توزیع غذای گرم هستند، به انتهای منطقه ملک آباد میرویم اینجا دیگر خبری از خانه نیست کنار دیوار چادری کوچک بنا شده به قدری کوچک که شاید جای دو نفر باشد ولی هشت نفری در آن زندگی میکنند.

روایتی از ناکجا آباد
ته ماندههای سیگار روی زمین ریخته شده است، فضای ناامید کنندهای است از برق و آب هم خبری نیست، آقا رحمان و دو پسرش در این چادر زندگی میکنند و افراد دیگر نیز از دوستان آنها هستند.

آقا رحمان که دستش را با تکه پارچه کهنهای بسته است، میگوید: باید عمل شوم ولی پول ندارم.

آقا رحمان راننده ماشین سنگین بوده و البته سالهای زیادی است که اعتیاد دارد. همسر و دیگر فرزندانش در کرمانشاه زندگی میکنند، خودش سر صحبت را باز میکند و میگوید: عکسم را بگیرید مشکلی ندارم این چادر و پتوهای زهوار در رفته همه زندگی مرا تشکیل میدهد.

پسر آقا رحمان به تازگی از زندان آزاد شده و به دنبال کار میگردد کمی عصبانی به نظر میرسد و تمایلی به حرف زدن ندارد، آقا رحمان میگوید: از وقتی طرح های پاکسازی مناطق آلوده در البرز اجرا شده است به بیابانها پناه آوردهایم.

کمی آن طرف تر چادر دیگری کنار دیوار برپا شده است زیر چادر را نگاهی میاندازیم، یک خانم جوان در تاریکی زیر چادر نشسته زانوهایش را در بغل گرفته و سرش را روی پاهایش گذاشته است دو خانم دیگر نیز در آنجا حضور دارند یکی از آنها حال خوشی ندارد، فرزانه میگوید: “همسرش در زندان است و برای تامین موادش به اینجا پناه آورده است”.

وجود ۴ زندان در البرز و یک دنیا مشکل
گروهی که غذایی گرم توزیع میکنند دلیل ازدیاد کارتن خوابها در منطقه ملک آباد را نزدیکی به زندان قزلحصار میدانند چرا که این منطقه در مجاورت شهر چهارباغ از توابع شهرستان ساوجبلاغ قرار گرفته است حمید، یکی از همراهان این سفر شبانگاهی است و اطلاعات زیادی از منطقه دارد.

وی که یکی از فعالان اجتماعی در استان البرز است، میگوید: “وجود ۴ زندان بزرگ کشور در استان البرز باعث ایجاد مناطقی مانند ملک آباد شده است بسیاری از مردم برای نزدیکی به زندان مجبور به سکونت در خانههای کوچک این مناطق میشوند”.

حمید ادامه میدهد: “در اخبار خوانده بودم قرار است زندانها و زندانیان از استان البرز منتقل شوند ولی گویا مسئولان موفق به تحقق این مهم نشدهاند”.

به گفته حمید در مناطق نزدیک زندان جرم ساده تر از دیگر مناطق به وقوع میپیوندند چرا که فضای باز و بیابانی وجود دارد و کارتن خوابها برای فرار از اجرای طرح پاکسازی به بیابان ها پناه میبرند.

این فعال اجتماعی میگوید: “کمتر از دو ماه گذشته خبری مبنی بر دستور ویژه مسئولان ارشد استان البرز برای رسیدگی به وضعیت منطقه ملک آباد در رسانههای استان منتشر شد حال این دستور در کدام مرحله به سر میبرد خدا میداند و بس”.

حمید میگوید: “مدتی است به دلیل اجرای طرحهای پاکسازی تعداد کارتن خوابها کمتر شده و بسیاری ترجیح میدهند در حاشیه ملک آباد و در بیابان زندگی کنند”.

وی نبود مرکز نگهداری معتادان در استان البرز را یک معضل بزرگ میداند و میگوید: بسیاری از فعالان اجتماعی در جلساتی که با مسئولان دولتی داشتهاند به ضرورت احداث یک مرکز نگهداری معتادان در استان اشاره کردهاند ولی گویا مسئولان دولتی سرگرم مسائل مهمتری هستند و از این واقعیت غافل ماندهاند.

وجود افراد با لهجههای مختلف در ملک آباد گواهی بر حرف های این فعال اجتماعی است هر کدام از یک شهر و دیار و به امید داشتن زندگی بهتر به اینجا آمده ولی چیزی شبیه سراب در مقابلشان وجود دارد ساعت دو بامداد شده و هنوز در منطقه حضور داریم یکی از کارتن خوابها میگوید هوا که روشن شود دیگر اینجا خبری نیست همه میروند که اگر بمانند دستگیر میشوند.

راهی کرج میشویم، از همان خیابان اصلی میگذریم آتشها خاموش شده و خبری از شادی، سُرور و زهرا نیست ظروف غذا روی زمین ریخته است. هوا تاریکتر از همیشه به نظر میرسد، صدای چند سگ سکوت شب را میشکند و دیگر هیچ.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 19:17

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

به جمع دنبالکنندگان ایرانیان انگلستان در فیسبوک بپیوندید:

به جمع دنبالکنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیسبوک بپیوندید:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 18:16

+8

رأی دهید

-0

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶
بانک تجارت فیشهای حقوقی«چند ده میلیونی» منتسب به مدیر عامل و رئیس هیات مدیره این بانک را «مخدوش» خواند و اعلام کرد که این مبالغ به «حساب بستانکار بانک و نه حساب حقوقی» این دو نفر واریز شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، روابط عمومی بانک تجارت روز یکشنبه، ۳۰ خرداد، در اطلاعیه خود همچنین اعلام کرد که مبالغ پرداخت شده «بابت یکپارچهسازی حقوق بازنشستگی و آغاز به کار مجدد» این افراد بوده و حقوق آنان «نبوده» است.

براساس این گزارش، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره بانک تجارت درسالهای ۸۶ و ۸۹ بازنشسته شده بودند و از سال ۹۳ دوباره در این بانک آغاز به کار کردهاند.

به گفته بانک تجارت، پس از آغاز به کار این دو نفر همه مبالغ واریز شده به حساب آنان با دو عنوان «حقوق بازنشستگی و شاغل به عنوان قراردادی» در طول سالهای ۹۳ تا آذر۹۴ به حساب بانک بازگردانده شده و دوباره حقوق آنان به عنوان شاغل رسمی «به حساب بستانکار بانک و نه حساب حقوقی» این دو نفر واریز شده است.

براساس این اطلاعیه، مبالغ واریز شده حقوق این دو مدیر «نبوده» بلکه همه مبالغی است که «بابت تطبیق و یکپارچهسازی حقوق دوران بازنشستگی و حقوق و مزایای ناشی از آغاز به کار مجدد» به مدت ۲۱ ماه پرداخت شده است.

بانک تجارت اعلام کرد که همه اسناد و مدارک مربوط به این موضوع را به وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و نمایندگان سهامداران عمده بانک ارائه کرده و آمادگی دارد تا «در صورت صدور دستور مراجع ذیصلاح»، آنهار ا منتشر کند.

در روزهای گذشته فیشهای حقوقی منتسب به مدیرعامل و رئیس هیات مدیره بانک تجارت در وبسایت انصاف نیوز منتشر شده است.

براساس این فیشها مدیرعامل بانک تجارت در آذر ماه سال گذشته «رقم ۷۱۰ میلیون تومان به صورت خالص دریافت کرده که مجموع دریافتی در مدت ۲۱ ماه است».

براساس این اسناد وی همچنین «در سال ۹۳ یک میلیارد تومان تسهیلات قرضالحسنه با کارمزد یک درصد از بانک تجارت دریافت کرده که ۴۵ برابر حقوق ماهیانه وی است».

براساس اطلاعات این فیشها همچنین رئیس هیات مدیره بانک تجارت «در دی ماه سال ۹۴ به غیر از فیش حقوقی، ۶۰۰ میلیون تومان با عناوین دیگر و به صورت خالص پس از کسورات مختلف از جمله اقساط وام قرض الحسنه (با یک درصد کارمزد و ۴۰ برابر حقوق) مبلغ ۴۸۰ میلیون تومان دریافت کرده است».

در هفتههای گذشته موضوع فیشهای حقوقی تعدادی از مدیران دولت حسن روحانی از جمله مدیران بیمه مرکزی ایران، مدیران تعدادی از بانکها از جمله بانک رفاه و رییس صندوق توسعه ملی خبر ساز شده است.

فیشهای منتشر شده از حقوق این افراد در برخی ماهها نشان میدهد که دهها میلیون تومان و یا صدها میلیون تومان به حساب آنان واریز شده است.

برخی از مقامات دولت اما اعلام کردهاند که فیشهای منتشر شده مربوط به ماههای خاصی بوده و مبالغ واریز نشده تنها حقوق این افراد نبوده و دراین ماهها این افراد برخی حقوق و مزایای پرداخت نشده ماههای قبل را نیز دریافت کردهاند.

از جمله پس از انتشار گزارشها درباره واریز شدن ۲۳۴ میلیون تومان به حساب علی صدقی، مدیر عامل بانک رفاه، در اسفند ماه پارسال، اللهوردی حبیبپور مدیر روابط عمومی این بانک اعلام کرده که این مبلغ تنها حقوق اسفندماه او نبوده بلکه تمام معوقات حقوق او در سال ۹۴ نیز در این ماه به حساب وی واریز شده است.

محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت، نیز ضمن «عذرخواهی» از مردم گفته که این پاداشها «بر اساس مصوبه دولتهای قبل» و «از روزنههای قانونی» پرداخت شده است.

رییسجمهوری، رئیس قوه قضائیه و رییس مجلس ایران به طور جداگانه دستور رسیدگی به این موضوع را دادهاند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 18:16

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

به جمع دنبالکنندگان ایرانیان انگلستان در فیسبوک بپیوندید:

به جمع دنبالکنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیسبوک بپیوندید:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 18:16

+12

رأی دهید

-3

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶
این روزها در اغلب شهرهای منطقه اورامانات افرادی دیده میشوند که برف میفروشند، آن هم کیلویی 10 هزار تومان!

به گزارش ایسنا، هادی شریفی مدیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان پاوه در این باره اظهارکرد: در ارتفاعات شاهو در فصل تابستان هم برف وجود دارد که برخی افراد محلی که به کوه می روند با خود برف آورده و آن را در شهرها به فروش میرسانند.

وی ادامه داد: در حال حاضر حتی در کنار جاده مسیر پاوه به سمت مریوان در قسمت جاده دالانی هم برف دیده میشود.

این مقام مسئول در شهرستان پاوه خاطرنشان کرد: اغلب مردم این دیار برف را برای داخل دوغ میخرند.

مدیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان پاوه گفت: اغلب افرادی که اقدام به فروش برف می کنند در هنگام پایین آوردن برف از ارتفاعات شاهو، گیاهان دارویی، خوراکی و خوشبوی کوهی را نیز با خود آورده و در سطح شهر به فروش میرسانند.

وی تاکید کرد: فروش برف در فصل گرما از گذشته های دور تاکنون در شهرهای منطقه اورامانات رسم بوده است.

شریفی خاطرنشان کرد: حتی در برخی موارد در گذشته ها از برف به عنوان هدیه و چشم روشنی در هنگام دیدار خانواده ها استفاده میکردند.

وی گفت: در برخی از ارتفاعات شاهو همچون دره های پیاز دول که یخچال های بزرگی وجود دارد، در تمام طول سال برف دیده میشود.

مدیر اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان پاوه در خصوص قیمت فروش برف نیز اظهارکرد: برف قیمت مشخصی ندارد و بیشتر به صورت توافقی به فروش می رسد و معمولا اگر کیلویی حساب کنیم، کیلویی حدود 10 هزار تومانی میشود.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 16:20

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

به جمع دنبالکنندگان ایرانیان انگلستان در فیسبوک بپیوندید:

به جمع دنبالکنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیسبوک بپیوندید:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 16:20

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

به جمع دنبالکنندگان ایرانیان انگلستان در فیسبوک بپیوندید:

به جمع دنبالکنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیسبوک بپیوندید:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 16:20

+5

رأی دهید

-1

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶
خودروی معلم ایرانشهری پس از اصابت گلوله و کشتن شدن ویمدیر آموزش و پرورش شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان خبر داد که یک معلم و همسرش ظهر روز یکشنبه ۳۰ خرداد، در حمله افراد مسلح کشته شدهاند اما فرزند خردسال آنها زنده مانده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، عبدالغفور حسینی گفت که این معلم به همراه همسر و فرزند خردسالش، ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه روز یکشنبه سوار بر خودروی خود در حال عبور از خیابان «ولایت» در این شهر بودند که «دو فرد مسلح موتورسوار از طرف راننده» به آنان شلیک کردهاند.

بر اساس این گزارش، این معلم که نام خانوادگی وی «شهردارزهی» اعلام شده و همسرش کشته شدند و فرزندشان زنده مانده است.

خبرگزاری تسنیم و باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صدا و سیما، براساس اطلاعات «منابع آگاه انتظامی» اعلام کردهاند که «احتمال انگیزههای طایفهای» در قتل این معلم «قوت بیشتری دارد».

شهرستان ایرانشهر و دیگر شهرهای استان سیستان و بلوچستان ایران در سالهای اخیر شاهد ناامنی بوده و به دنبال درگیریهای متعدد میان گروههای مسلح مختلف با نیروهای امنیتی و انتظامی و ترور برخی افراد، دهها نفر کشته و زخمی شدهاند.

از جمله دوستعلی جلیلیان، فرمانده انتظامی ایرانشهر، روز ۱۲ فروردین خبر داده بود در جریان درگیری بین پلیس و افراد مسلحی که وی آنها را «اشرار» خوانده، ستوان یکم تقیزاده، رئیس اداره جرائم جنایی این شهر کشته شده است.

همچنین به گفته مقامهای انتظامی ایران در مهرماه سال گذشته، یک خودروی گشت کلانتری به دست «اشرار» به «رگبار» بسته شده و در نتیجه این حادثه یک درجهدار نیروی انتظامی و یک معلم جان خود را از دست دادند.

گزارشها حاکی از آن بود که این آموزگار به نام پرویز روشناب در زمان وقوع حادثه در صف پمپ بنزین بوده است.

قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران در سیستان و بلوچستان، تیرماه سال گذشته از نابودی آنچه «یک باند مهم شرارت و ناامنی» در شهرستان ایرانشهر خوانده، خبر داده بود.

خبرگزاری تسنیم از این گروه به عنوان «عوامل اصلی ناامنی» در شهرستان ایرانشهر در جنوب سیستان و بلوچستان نام برده و اعلام کرده بود که این گروه در سالهای گذشته ستوان رحیمی، از مأموران پلیس راه ایرانشهر و «۱۶ نفر» دیگر را کشتهاند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 14:51

+8

رأی دهید

-1

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶
پناهجویان در کمپی در جنوب شرقی ترکیه گروه های ناظر و فعالان حقوق بشر می گویند نیروهای مرزی ترکیه دست کم ۱۱ پناهجوی سوری را که قصد ورود غیرقانونی به مرز ترکیه را داشتند به ضرب گلوگه کشتند.

فعالان سوریه می گویند این تیراندازی روز یکشنبه روی داد.

گروه فعالان سازمان نظارت بر وضعیت حقوق بشر سوریه، مستقر در لندن می گوید اکثر قربانیان اهل یک خانواده بوده و دست کم دو زن، و چهار کودک همراه آنها بوده اند.

این گزارش از سوی چندین منبع به تأیید رسیده است. گروه فعالان سوری می گوید تا کنون ۶۰ شهروند غیرنظامی سوریه هنگام عبور از مرز ترکیه، در تیراندازی مرزبانان ترک به قتل رسیده اند.

وزیر خارجه ترکیه روز یکشنبه اعلام کرد کشورش عمدا به پناهجویان تیراندازی نمی کند. با این حال برخی رسانه ها شمار کشته شدگان سوری را تا هشت نفر گزارش کرده اند.

هم اکنون خیل عظیمی از پناهجویان سوری در ترکیه زندگی می کنند. بسیاری از پناهجویان سوری نیز از طریق ترکیه می خواهند خود را به کشورهای اروپایی برسانند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 14:51

+5

رأی دهید

-1

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶
پلیس می گوید که آنتون یلچین، هنرپیشه متولد روسیه که در رشته فیلمهای 'پیشتازان فضا' (Star Trek) نقش چخوف را بازی می کرد در اثر سقوط اتومبیل در لس آنجلس کشته شده است.

ظاهرا او کنار اتومبیلش ایستاده بود که اتومبیل شروع به غلط زدن روی شیب تند جاده کنار خانه اش در ناحیه استودیو سیتی کرد و او را له کرد. او به فاصله کوتاهی بعد از آن در ساعت یک صبح یکشنبه به وقت محلی درگذشت.

یلچین ۲۷ ساله همچنین در فیلم های "دیوانه وار" (۲۰۱۱) و اتاق سبز (۲۰۱۵) بازی کرده بود.

او در فیلم "پیشتازان فضا" (محصول ۲۰۰۹) و "پیشتازان فضا، به سوی تاریکی" (۲۰۱۳) نقش پاول چخوف را بازی می کرد؛ نقشی که با بازی والتر کونیگ که اکنون ۷۹ سال دارد معروف شده بود.

فیلم سومی به نام "پیشتازان فضا، ماوراء"که او را در همین نقش نشان می دهد قرار است ماه آینده اکران شود.

خبر مرگ او با واکنش گسترده در شبکه های اجتماعی روبرو شد.

زاخاری کوئینتو که در این رشته فیلم ها نقش اسپاک را بازی می کند در اینستاگرام نوشت: "دوست عزیز ما. رفیق ما. آنتون ما."
یلچین - چپ - در پیشتازان فضا "یکی از کنجکاوترین و گشادهذهنترین آدمهایی که افتخار شناختنشان را داشته ام. چه آدم خوشذوق و خوشقلبی. خیلی پختهتر از سن و سالش بود و حالا جوانمرگ شده. با خانواده اش در این غم باورنکردنی شریکم و برایشان آرزوی صبر می کنم."

جان چو از دیگر بازیگران پیشتازان فضا در توییتر نوشت: "من به آنتون یلچین نهایت عشق و علاقه را داشتم. او یک هنرمند واقعی بود: کنجکاو، زیبا و شجاع. او یک دوست عالی و یک پسر فوق العاده بود. از خبر مرگ او دیوانه شده ام."
کشف جسد
آنتون یلچین تنها فرزند یک زوج اهل سن پترزبورگ بود که حرفه هر دو آنها اسکیت نمایشی روی یخ بود. او زمانی که هنوز خیلی خردسال بود به آمریکا مهاجرت کرد.

جنی هوزیر افسر پلیس در لس آنجلس گفت که یلچین تازه از اتومبیل پیاده شده بود که این حادثه اتفاق افتاد.

وقتی او یکشنبه شب سر قراری حاضر نشد دوستانش نگرانش شدند. آنها ساعت یک صبح او را درحالی که جسدش میان اتومبیل و یک تیرک پستی گیر کرده بود پیدا کردند.
یلچین - راست - در کنار آلیا شاکات در فیلم اتاق سبز

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 14:51

+62

رأی دهید

-5

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
پارسینه: سرتیپ خلبان جهانگیر ابن یمین در آغازین ساعات جنگ تحمیلی، با پروازی به یادماندنی از پایگاه هوایی بوشهر، به همراه سایر خلبانان نیروی هوایی ارتش، حماسه ای آفرید که تا ابد در تاریخ این سرزمین و در اذهان مردمان آن باقی خواهد ماند.

این قهرمان هشت سال دفاع مقدس، اولین کسی بود که با هواپیمای خود از مرز عراق گذشت و اولین بمب را بر سر صدام و صدامیان فرود آورد.

این اتفاق تنها 2 ساعت پس از آغاز رسمی جنگ افتاد، در شرایطی که خیلی ها در ایران و در جاهای دور و نزدیک حتی تا ساعت ها و شاید روزها متوجه این تهاجم عراق نشده بودند، ابن یمین و همرزمان او در عرض 2 ساعت چنان جوابی به این تجاوز صدام دادند که وی تا پایان جنگ از آن به عنوان اتفاقی تلخ یاد می کرد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 7:23

+9

رأی دهید

-3

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
روزنامه شهروند : صبح شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ را چهکسی بهخاطر میآورد؟ هنگامی که ۱۵مرد افغانستانی در رویاهایشان پلههای موفقیت را دوتا یکی بالا میرفتند و چرتکه میانداختند که هر ماه چقدر پول درمیآورند تا برای زنها و بچههایشان بفرستند و همین فکرها بود که جاگیرشدن همگیشان در یک سمند را ممکن کرده بود؛ و شاید هم اجبار. راننده جوان خودرو سمند دستکمی از مهاجران نداشت. حساب و کتاب او فرق داشت.
او، هم به سود جابهجایی ۱۵مهاجر از «ایرانشهر» به «ریگان» فکر میکرد و هم به اینکه هرچه زودتر مسافرانش را بهدست «قاچاقبَر» بعدی برساند و امشب را بهخیر بگذراند تا سفارش بعدی؛ اما بهخیر نگذشت.
عقربههای ساعت حوالی٥:٣٠ صبح را نشان میدادند که در شهرستان ریگان- استان کرمان- خودرو سمند با یک خودرو تویوتای حامل سوخت قاچاق برخورد کرد و تمام مسافران در رویایشان سوختند. دو مرد سوار بر خودرو حامل سوخت قاچاق هم جان سالم بهدر نبردند تا شمار قربانیان به ۱۸تن برسد.
این نخستین یا آخرینبار نبود که مهاجران غیرقانونی اسیر حادثهای هولناک میشدند، چه اینکه از آنروز تاکنون بارها چنین حوادثی در کشور روی داده است. چنانکه بنا بهگفته عباس آمیان، مدیرکل پزشکی قانونی استانکرمان در سال ۹۴ و فقط در این استان ۱۰۰مهاجر افغانستانی در حوادثجادهای مشابه جان باختهاند. اتفاقی که فرمانده پلیسراه استانکرمان درباره تبعات آن هشدار میدهد. سرهنگ یوسف نجفی میگوید: خودروهای معروف به «قاچاقبَر» دو تخلف مهم مرتکب میشوند؛ یکی سوارکردن بیش از ظرفیت مهاجران در این خودروها و دوم حرکت با سرعت غیرمجاز در جادههای کشور. بهگفته نجفی، «قاچاقبَر»ها معمولا به فرمان ایست ماموران پلیسراه هم توجه نمیکنند و با سرعت زیاد عبور میکنند. با این توصیف، فرمانده پلیسراه استانکرمان هشدار میدهد درصورتیکه قوانین مبارزه با قاچاق انسان در کشور بازنگری نشود، این وضع وخیم میشود و ناامنی ترافیکی در جادههای کشور افزایش مییابد. تقاضای مهاجرت افغانستانیها به ایران و کشورهای اروپایی موجب شده تا ایران به محور ترانزیت مهاجران غیرقانونی تبدیل شود و گروههای درهمتنیدهای از قاچاقچیان از شرق تا غرب کشور وظیفه جابهجایی مهاجران را برعهده گیرند. هزینه قاچاق هر مهاجر افغانستانی از مرزهای شرقی تا پایتخت ایران رقمی بین ۲میلیون تا ۲میلیون و ۸۰۰هزار تومان است. پولی که توسط یک نفر دریافت و میان رانندهها، راهبلدها و... تقسیممیشود. یکی از افرادی که در زاهدان بهعنوان رابط یکی از همین شبکههای قاچاق انسان فعالیت میکند به «شهروند» میگوید: «پلیس ایران در قسمتهایی از مرز با افغانستان دیوار ایجاد کرده اما کار ما تعطیل نشده و از مرز سراوان کار میکنیم. فقط برای خود افغانها سخت شده و باید بیشتر پیادهروی کنند.»
پیشکسوت قاچاق انسان
«رضا» یک قاچاقبر حرفهای است. به قول یکی از رفقایش، او حالا پیشکسوت بچههای خط کرمان تا یزد است. دیدار حضوری را قبول نمیکند اما میگوید، تلفنی هر سوالی داشته باشید درخدمتم.
چند سال داری؟ چی شد رفتی سراغ این کار؟
خدا قبول کنه ۳۰سال دارم. فوقدیپلم برق دارم. از ١٩سالگی توی این کار هستم. خدا روزی هرکسیرو یهجوری میرسونه. ما هم اینجوری زندگی میچرخونیم. بالاخره آدم باید به فکر زن و بچهاش باشه.
با مدرک فنیات چرا سراغ شغل دیگری نرفتی؟
سراغ هر شغلی که برم فوقش ماهی یکمیلیون حقوق میگیرم. با یکمیلیون که نمیشه زندگی اداره کرد.
چطوری مشتریهایت را پیدا میکنی؟
ما که خودمون مشتریهامونرو پیدا نمیکنیم. افغانها از لب مرز با «نفر اصلی» قرار و مدار میذارن بعد دیگه رانندهها شهر به شهر اینهارو جابهجا میکنن.
از همین نفر اصلی پول میگیرید؟
در هر منطقهای یک نفر هست که بهش میگن «ارباب». ما پولمونرو از ارباب خودمون میگیریم. ارباب مواظبِ که افغانها در منطقه خودش براشون مشکلی پیش نیاد و به مقصد برسند.
ماشینات چیه؟ هر بار چند نفر رو سوار میکنی؟
پژو ۴۰۵ دارم. معمولا ۱۴نفر سوار میکنم. ۴نفر توی جعبهعقب. ٦نفر روی صندلی و جا پاهای عقب ٤ نفر هم روی صندلی جلو. ولی رفیقهام تا ۱۸نفر هم سوار میکنن. بعضی بچهها هم سمند و زانتیا دارن که ظرفیتشون فرق داره. ولی بیشتر ما پژو داریم. کمک فنرهای عقب ماشین رو هم تقویت میکنیم که عقبماشین نخوابه.
برای این همه آدم اتفاقی نمیافته توی ماشین؟
نه شهر به شهر ماشین عوض میکنند. مثلا من کرمان مسافرهارو تحویل میگیرم حدودا ۳۰۰کیلومتر بعد نزدیک پاسگاه مهریز پیادهشون میکنم. ٢ساعتی پیادهروی میکنن تا پاسگاهرو دور بزنند و با گفتن اسم رمز بعد از پاسگاه، سوار ماشین بعدی میشن.
اسم رمز برای چی؟
برای اینکه اشتباهی سوار یه ماشین دیگه نشن و نظم کار حفظ بشه.
تا حالا گیر پلیس نیفتادی؟
نه. ولی خیلی از رفیقام گیر افتادن چندبار. ماشین دونفرشون مصادره شد. ولی بعضیا هم «دودزا» میزنند و فرار میکنن.
«دودزا» چی هست؟
روغن ترمز و مایع ظرفشویی و... رو از طریق یک منبع توی لوله اگزوز جاسازی میکنیم وقتی پلیس میفته دنبال ماشین، دکمهرو میزنیم، دود زیادی از لوله اگزوز بلند میشه و چند دقیقه هوا آلوده میشه. اینطوری از دست پلیس در میریم.
چند سرویس در ماه داری و چقدر درآمد؟
ماهها با هم فرق دارند. پارسال اوضاع خوب بود. انگار تمام افغانها میخواستند برن اروپا. هجوم آورده بودن. فرصت سر خاراندن نداشتم. ماهی ۲۵سرویس هم به من میرسید. من از کرمان تا یزد نفری ۴۰هزار تومن کرایه میگیرم.
گروگانگیری از مهاجران
مهاجران افغانستانی وقتی لب مرز با قاچاقچی اصلی قرار و مدار میگذارند، خیالشان راحت است که اگر در مسیر با پلیس ایران برخورد نکنند و دستگیر نشوند، به شهر موردنظرشان میرسند و قاچاقچیهای حرفهای سرشان را کلاه نمیگذارند. اما در این میان به جز قاچاقبرها گروه دیگری هم وجود دارد که آنها هم پول کلان به جیب میزنند اما به روش خودشان. روشی که عجیبتر از روش «قاچاقبر»هاست. آنها معمولا در نقاطی که مهاجران افغانستانی مجبور هستند برای دور زدن ایستبازرسی پلیس پیاده طی کنند؛ کمین میکنند و با ربودن مهاجران از خانوادههایشان تقاضای پول میکنند. سعید یکی از کسانی است که در کار گروگانگیری مهاجران بوده و حالا به گفته خودش چندماه است که این کار را رها کرده. این جوان ۲۲ساله متولد یکی از شهرهای جنوبی استان کرمان است. سعید درباره روش کار گروگانگیرها میگوید: «افغانها همیشه قبل از هر پاسگاهی از ماشین پیادهمیشن و پیاده پاسگاهرو دور میزنن. ما کمین میزدیم و محاصرهشون میکردیم. بعضیوقتها فرمان ایست میدادیم، خیال میکردند پلیس هستیم. میبردیمشون به خونه یکی از بچهها. با خانوادههاشون تماس میگرفتیم و قیمت میدادیم.» سعید میگوید، معمولا برای هر گروگان رقمهایی بین ۲ تا ۶میلیونتومان طلب میکردهاند که در اکثر موارد پول را میگرفتند و مهاجران را به کسی که از قبل در مرز ایران طرفحساب مهاجران بوده، تحویل میدادند. سعید حالا بیخیال گروگانگیری مهاجران شده، میگوید: «درآمدش خوب بود ولی به ترس و لرزش نمیارزید. مادرم التماس کرد، منم قبول کردم. الان میرم قاچاقبری.» او در برابر سوالهای دیگر ترجیح میدهد سکوت کند و بیش از این بهقول خودش «اطلاعات را لو» ندهد.
انگیزهای فراتر از درآمد
اشتیاق جوانهای برخی از شهرهای جنوبی و شرقی کشور به ورود به قاچاقانسان نگرانکننده است. مسعود مشایخی از اهالی یکی از شهرستانهای جنوبی استان کرمان است. او دانشجوی کارشناسیارشد جامعهشناسی است و برای پایاننامهاش موضوع قاچاق مهاجران افغانستانی را بررسی کرده. بهگفته او میل عجیبی در جوانان شهرهای جنوبی وجود دارد تا بروند سراغ قاچاقبری. حتی در میان آدمهای تحصیلکرده هم این میل وجود دارد: «همیشه فقر باعث نشده که جوانهای این شهرها بروند سراغ این کار. بعضیها برای سود بیشتر میروند. بعضیها هم برای هیجانش. قاچاق انسان در خیلی از خانوادهها عمل ضدارزشی بهحساب نمیآید و دستهجمعی در این کار هستند. آنها به این کار به چشم یک شغل نگاه میکنند.» مشایخی میگوید، اگر نهادهای رسمی و فرهنگی فکری نکنند، شغل «قاچاق انسان» نهتنها متوقف نمیشود بلکه روزبهروز رونق بیشتری میگیرد. بهگفته او وقتی تقاضا هست، عرضه هم رونق میگیرد.
مهاجر تازه از راه رسیده
امیر جوان ۲۲ ساله افغانستانی یکی از متقاضیان است. پلیس ایران ٤ ماه پیش او را دستگیر کرد و به افغانستان فرستاد. اما حالا نزدیک دو هفته است که قاچاقی و همراه پدرش به ایران بازگشته. خانواده ۱۰نفره امیر ۳۵سال است که ساکن شیراز هستند. او ٤ برادر و ٣ خواهر دارد. امیر متولد ایران است اما شناسنامه و کارت اقامت ندارد و به همین دلیل فقط تا کلاسسوم دبستان درس خوانده و بعد از تحصیل محروم مانده است. امیر برای اینکه بتواند دوباره به ایران برگردد ۲میلیون تومان هزینهکرده. ۵ روز در افغانستان پیادهروی کرده تا به مرز رسیده، از آنجا به سراوان و سپس تا شیراز را با قاچاقبرها آمده. او برای اینکه خودش را به شیراز برساند، کمی بیشتر پول داده و با یک قاچاقبر اختصاصی تا شیراز آمده است. بهگفته او مهاجران افغانستانی بیشتر شهرهای یزد، رفسنجان، سیرجان، شیراز و تهران را برای اقامت انتخاب میکنند. زیرا شرایط کار در این شهرها بیشتر فراهم است. کارهای کشاورزی، ساختمانی و صنعتی. امیر میگوید در این شهرها دستمزد بهتری هم به افغانستانیها پرداخت میشود: «در بعضی شهرها روزی ۲۰تا ۲۵هزار تومان دستمزد میدهند که خیلی کم است. ولی در شهرهایی که کار هست، دستمزد تا روزی ۱۰۰هزار تومان هم میرسد.» البته افغانستانیهایی هم هستند که رویاهای بزرگتر دارند و به کمتر از اروپا نمیاندیشند. اینچنین است که به قول امیر، بسیاری از جوانهای تحصیلکرده هموطنش قصد مهاجرت به ترکیه و آلمان را داشته و راهی دشوارتر را در پیشرو دارند. اما امیر برای زندگی به هیچکجا بهجز ایران نمیاندیشد: «ما همینجا به دنیا آمدیم. همین جا بزرگ شدیم. پدر ما همینجا سالها کار کرده. کجا برویم؟ افغانستان که محل کشتار است. آنجا کسی منتظر ما نیست.»

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 7:23

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

به جمع دنبالکنندگان ایرانیان انگلستان در فیسبوک بپیوندید:

به جمع دنبالکنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیسبوک بپیوندید:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 7:23

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

به جمع دنبالکنندگان ایرانیان انگلستان در فیسبوک بپیوندید:

به جمع دنبالکنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیسبوک بپیوندید:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 4:19

+14

رأی دهید

-2

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
نازنین زاغری و فرزندش در سفر به ایران. رئیس کل دادگستری کرمان اعلام کرد که نازنین زاغری در ارتباط با یک پرونده امنیتی سال ۱۳۹۳ استان کرمان دستگیر شده است.

ماموران سپاه پاسداران نازنین زاغری، شهروند ایرانی بریتانیایی و کودک خردسالش را که برای بنیاد تامپسون رویترز کار میکند اواخر فروردین ماه امسال هنگامی که قصد داشت به بریتانیا بازگردد، در فرودگاه امام خمینی تهران بازداشت کردند.

یدالله موحد، رئیس کل دادگستری استان کرمان روز یکشنبه ۳۰ خرداد با اعلام اینکه پرونده خانم زاغری برای رسیدگی به تهران فرستاده می شود گفت که او یکی از متهمان پرونده امنیتی سال ۱۳۹۳ بوده که در جریان آن سپاه استان کرمان گروهی را به اتهام "طراحی سایت و تبلیغات علیه امنیت کشور" بازداشت کرد.

دادگستری استان کرمان سال ۹۳ اعلام کرده بود که ۱۱ نفر که به اتهام "طراحی سایت و تولید محتوا برای رسانههای معاند نظام" دستگیر شده بودند به زندان محکوم شدند.

به گفته یدالله موحد، یکی از افراد تحت تعقیب در آن پرونده نازنین زاغری بود که در فرودگاه تهران دستگیر و به کرمان اعزام شد.

هفته گذشته نیز سپاه پاسداران اعلام کرده بود که خانم زاغری "با عضویت در شرکتها و موسسات بیگانه در طراحی و اجرای پروژههای رسانهای و سایبری با موضوع براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی مشارکت داشته است."

این در حالیست که ریچارد رتکلیف، همسر بریتانیایی خانم زاغری، اتهامات مطرح شده علیه او را "جنون آمیز" دانسته و خواستار آزادی او شده است.

او از دولت بریتانیا خواستار تلاش برای آزادی همسر خود شده است.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 4:19

+4

رأی دهید

-0

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
دونالد ترامپ، نامزد تقریبا محرز حزب جمهوریخواه در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا امروز گفت زمان آن فرا رسیده که برای مبارزه با تروریسم، پیشداوری (پروفایلینگ) در باره مسلمانان مد نظر قرار بگیرد.

آقای ترامپ در گفتگو با شبکه تلویزیونی سیبیاس آمریکا شرکت کرده بود و در بحث در باره عمر متین، آمریکایی افغان تبار که با حمله به کلوپ شبانه همجنسگرایان ۴۹ را به قتل رساند، مستقیما از او سوال شد نظرش درباره پیشداوری برای مسلمانان چیست.

آقای ترامپ گفت از پیشداوری متنفر است اما باید آن را مد نظر گرفت:

"من فکر میکنم ما بعنوان یک کشور باید پیشداوری را در نظر بگیریم. باید آن را جدا بررسی کنیم. کشورهای دیگر این کار را انجام میدهند، اما ما باید از عقل سلیم استفاده کنیم در حالیکه این کار را نمیکنیم."

"این کار در فرانسه انجام میشود. در واقع در بعضی موارد آنها مساجد را تعطیل میکنند. افراد دوست ندارند در این باره حرفی زده شود و در بارهاش حرفی نمیزنند."

آقای ترامپ همچنین گفت اسرائیل هم از پیشداوری نژادی استفاده میکند.

پیشداوری، رویه انتظامی و امنیتی بسیار بحثبرانگیزی است و برای دههها در آمریکا مورد اعتراض آفریقاییتبارها، مسلمان، لاتینتبارها و دیگر اقلیتها بوده است.

آنها پلیس آمریکا را متهم میکنند که بر اساس نژاد، مذهب، قومیت یا ملیت، افراد را قضاوت کرده و بر همین مبنا با آنها رفتار میکند.

آقای ترامپ پیش از این هم با اظهارات خود اقلیتهای نژادی و مذهبی را خشمگین کرده بود. او خواستار ممنوعیت مهاجرت مسلمانان به آمریکا شده بود، گفته بود مکزیکیها متجاوز و دلال مواد مخدر به آمریکا صادر میکنند و وعده کرده در صورتیکه به ریاست جمهوری آمریکا برسد مساجد را "محترمانه" زیر نظر قرار خواهد داد.

هیلاری کلینتون نامزد پیشتاز حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، اظهارت آقای ترامپ را محکوم کرد و آن را "غیر آمریکایی" خواند وگفت چنین سخانانی به امنیت آمریکا لطمه میزند.

لورتا لینچ دادستان کل آمریکا از این اظهارت انتقاد کرد و گفت این سخنان نتیجه عکس خواهد داد چون به رابطه با مسلمانان لطمه خواهد و از این رو شناسایی افرادی که به تندروی رو میآورند را دشوارتر خواهد کرد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 4:19

+1

رأی دهید

-1

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
رضا جعفرزاده، مدیر روابط عمومی سازمان هواپیمایی ایران، از خروج یک فروند هواپیمای ماهان از باند فرودگاه خارک خبر داده است.
به گفته آقای جعفرزاده در جریان این حادثه به هیچ یک از مسافران آسیبی وارد نیامده است.
براساس گزارش خبرگزاریها، این پرواز از اهواز عازم جزیره خارک بود که به هنگام فرود به علت باد شدید از باند فرودگاه خارک خارج شد و این مسئله باعث آسیب دیدن چرخ جلو هواپیما میشود.

این هواپیمای ماهان حامل ۷۹ مسافر و خدمه بود.

سوانح هوایی در ایران تاکنون جان بسیاری را گرفته است.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 2:01

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 22:07

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 22:07

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

به جمع دنبالکنندگان ایرانیان انگلستان در فیسبوک بپیوندید:

به جمع دنبالکنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیسبوک بپیوندید:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 19:28

+14

رأی دهید

-19

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
مرد میانسالی که دخترش را مقابل دانشگاه در شهرستان خوی به قتل رسانده بود دستگیر شد.

به گزارش میزان، ظهر دیروز اهالی بلوار ولیعصر در شهرستان خوی با مرد میانسالی در حالیکه اسلحه ای به دست داشت روبرو شدند.

مرد خشمگین بعد از اینکه به مقابل دانشکده پرستاری رسید با شلیک دختر جوانی را هدف دو گلوله قرار داد.

مردم که از دیدن این صحنه شوکه شده بودند قصد داشتند تا به کمک دختر جوان بروند اما مرد خشمگین ادعا کرد که پدر دختر جوان است و کسی حق نزدیک شدن به آنها را ندارد.

در ادامه با اعلام موضوع به پلیس، ماموران در صحنه حاضر و مرد میانسال را بازداشت کردند. همچنین عوامل اورژانس پس از حضور در صحنه مرگ دختر جوان را تائید کردند.

با انتقال مرد میانسال به اداره پلیس او در بازجویی های اولیه با اعتراف به قتل دخترش با اسلحه شکاری مدعی شد: چند روزی بود که به رفتارهای دخترم سو ظن داشتم. فکر می کردم او با پسر غریبه ای ارتباط دارد، برای اینکه آبروی خانواده ام را حفظ کنم امروز دخترم را تعقیب کردم و او را با شلیک دو گلوله به قتل رساندم.

با اعترافات پدر دختر کش او برای انجام تحقیقات بیشتر بازداشت شد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 19:28

+1

رأی دهید

-3

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
نامزد حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت که در صورت پیروزی در انتخابات استفاده شهروندان این کشور از اسلحه مجاز خواهد بود و آنها میتوانند برای دفاع از خود در هرجا و هر شرایطی از اسلحه استفاده کنند.

به گزارش میزان، به نقل از ایبیسی نیوز، پس از تیراندازی در باشگاه همجنس گرایان اورلاندو، نزاع و درگیری لفظی میان دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا بر سر متمم دوم قانون اساسی آمریکا شدت گرفته است.

مطابق این بند، شهروندان آمریکا مجاز به حمل اسلحه برای دفاع از خود مجاز هستند و در هرجای ممکن و در صورت بروز تهدید میتوانند از آن استفاده کنند.

دموکرات ها بر این باورند که نظارت و کنترل اطلاعاتی بر جامعه آمریکا بیشتر شده تا پلیس و نیروهای امنیتی از مقاصد تروریست ها مطلع شوند و از حوادثی نظیر تیراندازی در اورلاندو پیشگیری شود.

دونالد ترامپ روز شنبه در سخنرانی تبلیغاتی خود در آریزونا گفته است: «اگر در آن باشگاه فقط چندنفر و نه همه، فقط چندنفر اسلحه داشتند، و اسلحه را زیر لباس خود پنهان کرده بودند، اسلحههایی که پر و آماده شلیک بود، همان موقعی که آن حیوان دست به کشتار اعضای باشگاه زد، میتوانست نتیجه بازی را عوض کند و شاید صحنه جور دیگری رقم میخورد».

دونالد ترامپ خود را حافظ متمم دوم قانون اساسی آمریکا میداند.

بنا بر این بند از قانون اساسی آمریکا، در یک ایالت آزاد حمل اسلحه توسط شهروندان حق آنها است و آنها نباید از حمل اسلحه منع شوند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 18:20

+3

رأی دهید

-0

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
فیلم جنجالی The Conjouring 2 (احضار روح) پس از مدتها انتظار اکران شد. مرد 65 سالهای حین تماشای لحظات هیجانی یک فیلم ترسناک جدید از ناحیه قفس سینه دچار درد شد و نقش بر زمین افتاد.

به گزارش فرادید به نقل از ایندیپندنت، مرد هندی که برای تماشای این فیلم به سینما رفته بود، به دلیل حمله قلبی جانش را از دست داد. این اتفاق در سینما «سری بالاسولرامانیار» در شهر «تیرووانامالایی» در ایالت تامیل نادو هند رخ داده است.

گفتنی است این مرد پس از حمله قلبی به بیمارستان در نزدیکی سینما منتقل شد که متاسفانه کمک پزشکان نیز موثر نبود.

روزنامه تایمز هند گزارش میدهد که اتفاقات عجیبی پس از آن رخ داد: پس از اینکه پزشکان جسد مرد را به بیمارستان دانشکده پزشکی تیرووانامالایی منقل کردند، هم جسد و هم شخص انتقال دهنده ناپدید شدند.

گفته میشود که احتمالا آن مرد ناشناس با جسد مرد گریخته است. همین مسئله باعث شده تا برخی فکر کنند نیروهای ماورالطبیعه در موضوع دست داشتهاند اما هر زمان که وقتش برسد، اخباری تازه از موضوع به گوش خواهد رسید که دلیلی منطقی برای ناپدید شدن آنها را مطرح خواهد کرد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 18:20

+0

رأی دهید

-0

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
اوا وایزمن

من و دوستم از سایت آمازون دو کتاب مثل هم خریدیم و این کتاب زندگی ما را تغییر داد، اما از دو جهت کاملا متفاوت. اسم کتاب، خوردن حیوانات نوشته جاناتن سافران فوئر و موضوع آن بررسی شیوه وحشتناک کشتار مرغ، گاو و گوسفند به خاطر تولید غذای ارزان برای امثال من بود. وقتی یک چهارم کتاب را خواندم آنرا بستم و کنار گذاشتم چون که می دانستم اگر به خواندن این کتاب ادامه دهم، دیگر نمی توانم از خوردن مرغ سوخاری، اردک شکم پر یا تکه های چربی در اسپاگتی لذت ببرم. می دانستم که باید آدم بهتری باشم؛ می دانستم که باید زندگی دوست داشتنی تری داشته باشم. اما خواندن را متوقف کردم. با این حال این کتاب مرا به اشتباهات و محدودیت هایم آگاه کرد. دوستم، بکا، خواندن کتاب را تمام کرد و گیاه خوار شد.

وقتی که درباره مسائل اخلاقی شرکت های Airbnb ، Uber و شرکت های رفاهی دیگری که زندگی را برای ما آسانتر کرده اند مطالعه می کنم، در مورد خوب بودن خودم دچار تردید نمی شوم. من معتقدم که تقریبا غیر ممکن است که به عنوان یک انسان زندگی اخلاقی داشته باشیم. برای انسانها راهی به غیر از این نیست که در این جهان، جایی که در آن حضور دارند، زندگی کنند بدون اینکه برخی چیزهای حیاتی را غارت کنند.

ما غارت کنندگانی بزرگ هستیم. اگر می خواهیم که زندگی راحتی داشته باشیم، اگر می خواهیم که خنده روی لب هامان باشد، احتمال زیادی دارد که کسی یا چیزی از خوشی ما دچار احساس یا تاثیر منفی شود. وقتی اخلاقی رفتار می کنیم آیا واقعا بیشترین دستاورد این کار «احساس خوب بودن» که شاید بی خاصیت ترین احساس باشد نیست؟ هر اندازه هم که سخت تلاش کنیم، بالاخره اشتباه خواهیم کرد. به همین دلیل بکا (دوست من) هرچند گوشت خواری را ترک کرده اما به سوالات متداول درباره مسائلی نظیر ردپای کربن در سالادی که می خورد جواب نمی دهد.

بعضی وقتها من کارهای نادرستی انجام می دهم. بدون در نظر گرفتن موضوع کتاب هایی که می خرم، چه در مورد خوردن گوشت چه در مورد جنایت واقعی، این کتاب ها را از سایت هایی می خرم که از دادن مالیات فرار می کنند و با کارگران شان مثل ماشین رفتار می کنند، به این دلیل که آنها کتاب را زودتر تحویل می دهند و 10 پنی هزینه پستی بیشتری دریافت می کنند. من این 10 پنی اضافه را به خاطر زیر ساخت مخابرات می پردازم، وضعیتی که ممکن است درآمد حاصل از آن صرف پایه ریزی یک قتل عام شود.

علاوه بر این آپارتمان ما به خاطر اینکه ثروتمند به نظر بیاییم بالای یک فروشگاه است، این یعنی من قسمتی از روند مشکل آفرین فلج کردن عزیرانم و زشت کردن شهرم هستم. من حتی گلهایی را با دقت فراوان روی میز آشپزخانه مان قرار داده ام که خریداران احتمالی شاید پول بیشتری برای مکانی که در آن بوی گل می دهد بپردازند.

من آدم پلیدی هستم. بدتر اینکه وقتی که مردم را می بینم که سعی می کنند بهتر باشند مثلا وقتی که با بکا نهاری می خورم که هیچ گوشتی در آن نیست، احساس می کنم که بی صدا در مورد او قضاوت می کنم. این کار جز شخصیت من است. او در مورد اینکه من چه می خورم اهمیتی نمی دهد. این من هستم که در مورد او قضاوت می کنم. من در مورد مراحلی که ساندویچ من طی می کند تا به بشقاب من برسد و یادآوری این موضوع وقتی با بکا نشسته ام احساس بدی دارم به همین دلیل وسوسه می شوم که سعی کنم انتخاب او را با پرسیدن از چرمی که کفشش را با آن ساخته اند زیر سوال ببرم. من آدم پلیدی هستم. اما من در این زمینه اهل معامله هستم. هر کدام از ما دارایی اخلاقی خودمان را داریم و من از خودم برای خوردن گوشت و خرید از آمازون هزینه می کنم. من انتخاب خودم را دارم.

وقتی که شما مستقیما به خطرهای دنیای مدرن خیره می شوید، این خطرها می تواند شما را کور کند. پیش از لحظه اقدام به خرید کتاب 10 پنسی از اینترنت، یعنی وقتی که شروع به اضافه کردن اشتباهاتی که در آن روز ، در آن ساعت کرده ام لحظاتی وجود دارد.

حمام طولانی، با کرم لایه برداری که موجب مرگ ماهی ها می شود، خرید بطری آبی که در مسیر رفتن به سر کار تهیه کرده ام. خرید پیراهن 7 پوندی، خرید لوازم آرایشی که احتمال دارد قاچاق باشد، دور ریختن با قیمانده نهار، فراموش کردن خاموش کردن لامپ، استفاده از وسایل گرمایشی در اواخر بهار. من متعهد هستم که در بازپرداخت قبض هایم سریع تر و بهتر باشم. با این حال تلاش های من مثل امضاء کردن دادخواست های اینترنتی، به ندرت به پای کارهای بدم می رسد. غیر ممکن است که بتوان اخلاقی زندگی کرد.

اما واقعا چه میزان باید احساس بد داشته باشیم؟ مطمئنا مسئولیت تمامی اینها متوجه ما نیست. کالاها و خدماتی که احتمال می رود با دست کارگرانی که حق شان خورده می شود ساخته شود نباید در فروشگاه ها عرضه شوند. این درخواست مانند بسیاری دیگر از درخواست ها دقیق نیست. آیا نباید یک نسبتی میان عناصر مغذی در قوطی کنسرو، با برچسبی که نشان دهنده مقادیر عناصر زیان بار آن است وجود داشته باشد؟ ما می توانیم هزینه موثرتری برای اینکار اختصاص دهیم. بهبود سایت آمازون، تذکر شفاف به کسی که جوک نژاد پرستانه تعریف می کند. اینها چیزهایی است که من برای زندگی کردن یاد می گیرم. راه اندازی فروشگاه خیریه غذا، استفاده از نرم افزار Uber برای اجاره دادن خانه، مصرف نکردن گوشت در یک روز مشخص، و در عین حال پوشیدن لباس ارزان قیمت.

کنار گذاشتن آن کتاب مرا ترغیب کرد که ببینم تا چه اندازه می توانم برخی از چیزها را نادیده بگیرم. این کار یک حرکت انقلابی برای یک زندگی واقع بینانه نیست. اما با گسترش شیوه های احمقانه برای برقراری تعادل میان رفتارهای اخلاقی مان، من ترجیح می هم که محدودیت های خودم را بپذیرم. تا زمانی که تلاش می کنیم که به طور کامل بد نباشیم و اشتباهات خود را بپذیریم می توانیم بپرسیم که چگونه می توان خوب بود. مطمئنا پاسخ این است که تلاش کن و واقعا به اندازه کافی خوب باش.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 18:20

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.

به جمع دنبالکنندگان ایرانیان انگلستان در فیسبوک بپیوندید:

به جمع دنبالکنندگان سایت خبری سرگرمی رایان در فیسبوک بپیوندید:

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 16:49

+0

رأی دهید

-0

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۱۶
مشق و کتاب تنها نیاز کودکان نیست، این را آمار رو به رشد آسیبهای اجتماعی در بین کودکان و نوجوانان نیز تایید میکند، زیرا غفلت اولیای مدرسه و والدین از نیازهای اصلی کودکان و نوجوانان سبب شده آنها مهارتهای لازم در زندگی را کسب نکنند و در اثر کوچکترین ناملایمتی گرفتار مسائلی مانند مصرف مواد مخدر شوند، اتفاق نگرانکنندهای که دکتر مجید رضازاده ، رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی نیز آن را تایید میکند.

در این گفتوگو که حول محور اعتیاد کودکان و نوجوانان میچرخد، رضازاده از عواملی که سبب بالا رفتن اعتیاد بین این گروه سنی شده سخن میگوید.
آماری از اعتیاد کودکان و نوجوانان در کشور وجود دارد؟نه. واقعا در این حوزه آماری نداریم.
این مساله برای مسئولان مهم نیست؟برای تهیه آمار در بیشتر حوزهها در کشور دچار مشکل هستیم، اما آمار اهمیت دارد چون در نبود آمار نمیتوان برنامهریزی درستی کرد و به نقایص کار پی برد. با این حال مساله اعتیاد کودکان بتازگی جدی و مهم شده است. این در حالی است که در زمینه اعتیاد جوانان و بزرگسالان نیز آمار به روزی در دست نیست، اما شیوعشناسی اعتیاد انجام شده و در آن از لحاظ تقسیمبندی جنسی و جسمی موضوع بررسی شده است.
یعنی در این شیوعشناسی آمار کودکان و نوجوانان معتاد نیز مشخص میشود؟باید گفت آمار کودکان و نوجوانان معتاد نیاز به شیوعشناسی خاص دارد.
آمار تخمینی نیز از اعتیاد این گروه سنی در دست نیست؟واقعیت این است که درمان اعتیاد کودکان به عهده بهزیستی نیست و وزارت بهداشت به این مساله رسیدگی میکند، اما کودکان بد سرپرست و بی سرپرست از گروههای هدف بهزیستی هستند.
با توجه به این که آماری از نوجوانان معتاد نداریم، چرا سازمان بهزیستی دو مرکز برای درمان اعتیاد کودکان و نوجوانان در سیستان و بلوچستان دایر کرده؟ میشود از این سیاست نتیجه گرفت که آمار اعتیاد کودکان و نوجوانان در کشور به چشم میآید؟این مراکز ایجاد شدهاند، چون احساس نیاز کردهایم، بخصوص در استان سیستان و بلوچستان چون کودکان زیادی وجود دارند که به اعتیاد مبتلا هستند. به همین سبب در این استان به شکل پایلوت کار را شروع کردهایم. در پژوهشی نیز که بتازگی انجام شده و اطلاعات آن هنوز گزارش نشده به شکل کلی میتوان دید که سن اعتیاد و آسیبهای اجتماعی کاهش پیدا کرده است.
آماری از میزان شیوع اعتیاد بین کودکان خیابانی دارید؟دو سال گذشته پژوهشی انجام شدکه براساس نتایج آن 25 درصد از کودکان خیابانی مواد مصرف میکنند.
برنامهای برای درمان و پیشگیری اعتیاد این گروه از کودکان و نوجوانان دارید؟کاری که به شکل پایلوت در زاهدان انجام میشود قرار است در بقیه استانهای کشور نیز دنبال شود، آن هم با محوریت ستاد مبارزه با مواد مخدر و همکاری دانشگاههای علوم پزشکی، ادارات کل سازمان بهزیستی و بخش غیردولتی.
چند وقت است این طرح را دنبال میکنید؟حدود یک سال و نیم است که یک مرکز برای پسران و مرکز دیگری نیز برای دختران در زاهدان شروع به کار کرده است.
شیوه درمان در این مراکز به چه شکل است؟کودکان مبتلا به اعتیاد از سوی ضابط قضائی جمع آوری شده و بعد از مرحله غربالگری اگر مشخص شود که بجز اعتیاد مشکل دیگری ندارند دوره سمزدایی را در بیمارستان پشتسر میگذارند. به این ترتیب وقتی از نظر جسمی مشکلشان برطرف شد به مراکز اقامتی میروند تا درمانهای روانشناسی و مددکاری را دنبال کنند و برای سه ماه در این مراکز نگهداری میشوند. دراین مدت با خانواده آنها ارتباط برقرار میشود. اگر خانواده مناسب داشته باشند کودکان در اختیار خانواده قرار میگیرند و در غیر این صورت کودکان در مراکز بهزیستی نگهداری میشوند.
از زمان آغاز به کار این دو مرکز چند کودک درمان شدهاند؟حدود 110 کودک پذیرش شده اند و در این مدت حدود 20 درصد آنها به خانواده برگشتهاند و بقیه نیز در مراکز بهزیستی نگهداری میشوند.
مراکز درمان اعتیاد کودکان و نوجوان چه زمانی در سایر استانها نیز راه اندازی میشود؟با هماهنگی انجام شده پروتکل درمان کامل کودکان و نوجوانان تهیه شده و منتظر تایید نهایی و ابلاغ آن هستیم تا در استانهایی که ضرورت دارد این مراکز ایجاد شود.
اولویت بهزیستی تاسیس این مراکز در کدام استانهاست؟در محلهایی که کودکان خیابانی بیشتری وجود دارد، مانند کلانشهرهایی مثل تهران، چون خیابانی بودن خطر اعتیاد را بالا میبرد.
براساس تحقیقات شما، کودکان و نوجوانان بیشتر چه مواد مخدری مصرف میکنند؟موادی که آنها مصرف میکنند شبیه موادی است که از سوی بزرگسالان در جامعه مصرف میشود، البته آمار ما اجمالی است.
به نظر شما یکی از دلایل اعتیاد کودکان دسترسی آسان به مواد در جامعه است؟دسترسی به مواد آسان است و یکی از راههای پیشگیری از مصرف مواد مخدر این است که دسترسی را مشکل کنیم، اما وقتی شرایط برای دسترسی به مواد مشکل میشود، مصرف مواد پرخطر بالا میرود، زیرا اگردسترسی به مواد کمخطر کم شود شخص به سمت مصرف مواد پرخطر گرایش پیدا میکند. برای نمونه مصرفکننده هروئین اگر دسترسیاش مشکل شود به سمت تزریق این مواد میرود. بنابراین همزمان با کاهش دسترسی باید زمینههای مصرف را نیز کاهش داد چراکه کاهش دسترسی به تنهایی نتیجه معکوس میدهد.
دسترسی یکی از فاکتورهاست. بهنظر شما عواملی که زمینه اعتیاد را فراهم میکند دیگر چیست؟بحث شرایط روانی جامعه و اوضاع خانوادهها نیز مهم است، چون حضور شخص معتاد در خانواده ریسک اعتیاد را افزایش میدهد، مساله دیگر پیشگیری است و براساس آن باید مهارت افراد در جامعه را ارتقا داد، یعنی کودکان باید برای زندگی آینده خود آماده شوند و والدین نیز باید مهارت فرزند پروری پیدا کنند، زیرا دراین بخش ما کمبود داریم و شرایط سبب شده خانوادهها فقط روی تحصیل کودکان تمرکز کنند. کودکان حتی مهارت نه گفتن را نیز نمیآموزند، چراکه ما به آنها نه گفتن را یاد نمیدهیم چون از این میترسیم که به خودمان نه بگویند.
مواردی که شما به آن اشاره کردید نظام آموزشی کشور را متهم میکند. آیا شما برای رفع این نواقص با آموزش و پرورش همکاری میکنید؟منظورم نظام پرورشی آموزشی است، ما حدود 20 سال است مهارتهای زندگی را وارد کشور کرده و از کارشناسان کمک گرفتهایم تا کتابهایی را برای تمام گروههای سنی تهیه کنند. ابتدا با آموزش و پرورش ارتباط خوبی داشتیم، اما در برههای از دولت قبل، آموزش و پرورش با این بهانه که این روشها غربی و بیفایده است این ارتباط را قطع کرد، اما بتازگی دوباره با آموزش و پرورش تفاهمنامهای امضا کردهایم تا به آنها کمک علمی و فنی بدهیم.
به نقش مدارس اشاره کردید. قرار بود شیوع شناسی اعتیاد در مدارس نیز انجام شود. این طرح به کجا رسید؟در جریان شیوعشناسی اعتیاد در مدارس نیستم، اما شیوعشناسی اعتیاد در جامعه عمومی را با همکاری ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام دادهایم و نتایج آن بزودی منتشر میشود.
وضع کمپهای ترک اعتیاد نیز به گونهای است که بیشتر افرادی که گذر یکی از اعضای خانوادهشان به آن افتاده از مدیریت آنها گله دارند. علت افزایش این مراکز و کاهش کارایی آنها چیست؟در برههای از زمان به دلیل فشارهایی که بود سازمان بهزیستی تعداد آنها را از نظر کمی گسترش داد، یعنی دریک سال ده برابر شدند، اما از دو سال گذشته ما بخشنامهای صادر کردیم تا به مراکز جدید مجوز داده نشود، در این مدت تمام مراکز مورد ارزشیابی و بازدید قرار گرفتند. به این شکل دستورالعملها اصلاح و برای آنها پروتکل نیز تهیه شد.
گسترش بی برنامه مراکز درمانی چگونه اتفاق افتاد؟سال 91 یا 92 به دلیل فشارهایی که برای جبران کمبود مراکز و درمان اعتیاد وجود داشت و برخی بهبود پیدا یافتگان نیز روی ایجاد مرکز اصرار داشتند تعداد آنها از 80 به 800 مرکز رسید.
به نظر میرسد هنوز مشکلات کمپها بر طرف نشده است.
نمیتوانم ادعا کنم در مراکز بهزیستی تمام مشکلات برطرف شده چون تا مرداد برای رفع مشکلاتشان وقت دارند. علاوه بر مراکز بهزیستی، برخی مراکز ماده 16 (نگهداری از معتادان متجاهر) نیز در کشور وجود دارد که وزارت بهداشت متولی آنهاست و بهزیستی دراین مراکز فقط خدمات مددکاری ارائه میکند.


برخی کارشناسان از این گله میکنند که کمپهای ترک اعتیاد تخصصی فعالیت نمیکنند، نظر شما در این باره چیست؟لزومی بر تخصصی شدن فعالیت مراکز درمان اعتیاد وجود ندارد مگر این که استثنایی وجود داشته باشد. مثلا برای ترک الکل اگر شخصمصرفکننده شدید باشد باید بستری شود، اما بقیه مصرفکنندگان مواد میتوانند در مراکز ترک اعتیاد معمولی درمان شوند.


سازمانها و نهادهای مختلفی برای کاهش اعتیاد در کشور تلاش میکنند. به نظرتان در این حوزه کار بین بخشی بدرستی انجام میشود؟این موضوع فراز و نشیب دارد و این که نهادهای مختلفی فعال هستند الزاما چیز بدی نیست، چون مبارزه با اعتیاد بین دستگاهی و مشکل بزرگ و پیچیدهای است. کار ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز هماهنگی بین دستگاههاست، اما برخی مواقع ستاد وارد کارهای اجرایی شده و به این شکل آسیب ایجاد میشود یا بین وزارت بهداشت و بهزیستی اختلافاتی پیش میآید.


برای رفع این مشکلات چه باید کرد؟باید یاد بگیریم کار تیمی انجام بدهیم، افزون براین دستگاههای هماهنگکننده باید وجود داشته باشند و این مساله را فرابخشی ببینیم. در واقع دستگاهها باید بالغانه عمل کنند و هدفشان گسترش قلمرو نباشد.
انتقاد دیگری که از بهزیستی میکنند این است که بهزیستی باید درمان اعتیاد را رها کند، چون درمان کار وزارت بهداشت است. به نظرتان این ایراد درست است؟نباید فراموش کرد اعتیاد بیماری چند وجهی است و در علل پدید آورنده و راههای درمانی آن باید جوانب مختلفی را در نظر گرفت. بنابراین فقط وزارت بهداشت نباید آن را دنبال کند این در حالی است که شروعکننده این فعالیت نیز بهزیستی بوده است و آن اوایل که مراکز بازپروری وجود داشت و بعد از مدتی به مراکز درمان اعتیاد بدل شد ، بهزیستی این وظیفه را به عهده گرفت و تا مدتها نیز تمام کار به عهده بهزیستی بود.


چرا اگر شخصی به دلیل کودکآزاری و همسرآزاری ناشی از اعتیاد با اورژانس اجتماعی تماس بگیرد، این مرکز به مشکلاش رسیدگی نمیکند؟اگر شخصی اعتیاد داشته باشد و به رفتار خشن دست زده باشد باید محدود و بستری شود. در واقع او به خدمات اورژانس روانپزشکی نیاز دارد. بنابراین این مورد به بهزیستی مربوط نمیشود، چراکه بهزیستی امکانات برخورد با چنین مواردی را ندارد.


برخی نهادها ادعا میکنند مصرف شیشه در کشور کاهش یافته، به نظر شما این ادعا درست است؟از نظر کارشناسی میتوان گفت همه مواد دوره سینوسی دارند؛ یعنی پس از مدتی که در اوج مصرف قرار میگیرند خود به خود پایین میآیند، چراکه افرادی که شیشه مصرف کردهاند پس از مدتی از عوارض آن مطلع شده و آن را کنار میگذارند، اما سیستم اعتیاد مواد دیگری را جایگزین میکند. بنابراین ممکن است مصرف شیشه کم شده باشد. برخی مراکز ما نیز میگویند مصرف شیشه کم شده، اما هروئین افزایش پیدا کرده است.


مدتی است برخی بحث مخدرهای صوتی را مطرح میکنند. به نظرتان این خطر جدی است؟مخدر صوتی مبنای علمی ندارد، اما مواد جدید ساخته میشود، چون قاچاقچیان و تولیدکنندگان تلاش میکنند برای خود بازار ایجاد کنند. برای نمونه وقتی افراد نسبت به عواقب مصرف هروئین مطلع شدند کمتر سراغ آن رفتند، اما تولیدکنندگان هروئین فشرده را با نام کراک وارد بازار کردند.
پرمصرفترین مواد در کشورمان هنوز تریاک است؟بله تریاک پرمصرفترین است و پس از آن شیشه و هروئین قرار دارد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 16:49

صفحه بندی